|
چرا پس از فتح خرمشهر ، جنگ ادامه یافت ؟ |
|
|
|
|
شنبه, 07 خرداد 1390 ساعت 10:02 |
|
یکی از مهمترین سئوالات نسل جوانِ جنگ ندیده این است :
چرا پس از فتح خرمشهر و با وجود اعلام آمادگی عراق برای آتش بس ، جنگ ادامه یافت ؟
جواب از زبان امیر سرتیپ سید ناصر حسینی :
متن زیر برگرفته از سخنان امیر سرتیپ سید ناصر حسینی در هشتمین دوره آموزش معارف جنگ در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی (ره) نوشهر می باشد.
فتح خرمشهر که در سال 61 حاصل شد در نتيجه ايجاد انسجام بين نيروها، کسب آمادگي هاي رزمي و دفاعي و پشتيباني هاي مردمي از جنگ، زمين گير کردن و متوقف کردن دشمن در دو سال قبل از آن و انجام عمليات هاي کوچک تا شناسايي و کسب اطلاعات لازم از دشمن بود، که در ابتداي جنگ وجود نداشت. به اين ترتيب در مدت يکسال از آغاز جنگ توان نظامي به آن چنان رشدي رسيد که توانست چندين عمليات مهم پي در پي از جمله عمليات ثامن الائمه، عمليات طريق القدس، عمليات فتح المبين و بلافاصله عمليات بيت المقدس را در طول اين يکسال انجام دهد که در نتيجه آن سوم خرداد سال 61 خرمشهر آزاد شد و اين نتيجه انسجام يک ملت و تهيه طرح ها و ملزومات آن بوده است.

با فتح خرمشهر هنوز بيش از پنج هزار کيلومتر مربع از خاک کشور در اشغال عراق بود. مثل ارتفاعات ميمک، ارتفاعات مشرف بر نفت شهر و سومار و خود نفت شهر و در جنوب قسمت هايي از فکه و شلمچه و در غرب بعضي قسمت ها تا ارتفاعات مشرف بر قصرشيرين هنوز در اشغال دشمن بود و چون اين مناطق کمترين فاصله را تا بغداد داشت و از اين لحاظ براي عراق داراي حساسيت بود لذا اين مناطق را تا پايان جنگ در اشغال خود نگه داشته بود. در آن زمان چون عراق در موضع ضعف قرار گرفته بود دم از صلح و آتش بس مي زد. طرفداران عراق آن زمان پي در پي با مقامات ما ديدار مي کردند و پيغام مي دادند که شما آتش بس را بپذيريد. آن کسانيکه پيام آتش بس آورده بودند نظرشان آن بود که در همين نقطه اي که عراق در داخل خاک مان متوقف شده ما آتش بس را بپذيريم. در آن زمان رهبران ما آگاه بودند که اگر ما آتش بس را با وجود حضور عراق در خاک مان بپذيريم ديگر هيچگاه عراق از خاک ما خارج نخواهد شد ضمن آنکه تشخيص متجاوز، استقرار قرارداد 1975 و تنبيه متجاوز را اصلاً مطرح نمي کردند. چون نمونه هاي زيادي از اين نوع آتش بس ها در دنيا وجود دارد. بطور مثال آخرين جنگ اسرائيل غاصب و سوريه که در سال 1973 بوده بلندي هاي جولان در اشغال اسرائيل غاصب بوده و هنوز هم پس از گذشت حدود چهل سال در آنجا ارتش دو طرف جبهه دارند. در کشمير هند و پاکستان نيز وضع به همين گونه است و از 1948 تاکنون، هنوز در مقابل هم هستند. کره شمالي و جنوبي هم همين وضعيت را دارند. حاميان صلح در آن زمان به دنبال ايجاد چنين وضعيتي بين ايران و عراق بودند تا وضعيت بين دو کشور به حالت نه جنگ و نه صلح برقرار شود و آن ها هم هر کدام از يک طرف حمايت کند و سلاح بفروشد و هر روز ما جنگي را در مقابل هم داشته باشيم. از آنجا که اين مسئله براي حضرت امام روشن بود، آتش بس را تا زمانيکه دشمن در خاک ما است نپذيرفتند و فرمودند صدام قابل اعتماد نيست بر مي گردد عقب خود را تقويت مي کند و مجدداً به ما حمله خواهد کرد. اين سخن حضرت امام دقيقاً محقق شد هم در اواخر جنگ، پس از امضاي قطعنامه 598 از سوي ايران مجدداً به ما و سپس به کويت حمله کرد. پيشنهادهاي آتش بس همه قبل از اشغال خرمشهر مطرح بود. بنابراين نتيجه مي گيريم حاميان صلح تا پيش از آزادسازي خرمشهر هدفشان باقي ماندن عراق در خاک ايران بوده است. لذا پس از فتح خرمشهر هيچگونه پيشنهاد صلحي با شرايط عادلانه مطرح نگرديد و فقط بحث آتش بس بود و از آنجا که آتش بس حقوق مان را در نظر نمي گرفت آن را قبول نکرديم.
منبع : معارف جنگ |